آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 2359

حالا به جان من افتاده است. (انتقاد ، سرزنش ، تنبیه)

Now she has furned on (picked on) me

 

آدم افتاده ای است. (فروتن و متواضع)

He is an unassuming man

 

افتادم زمین

I fell down

 

جشن تولدم به شنبه می افتد

My birthday falls on s Saturday

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

فروش ویژه