آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 1955

دیشب گرسنه ماندم

I went hungry last night

زنده خواهد ماند

She will survive. She will pull through

یک ربع مانده به (ساعت) ده

It is a quarter to ten

قاضی تمام عمرش درستکار ماند

The judge remained an honest man all his life

واقعا همین یکی دیگه مانده بود

That is all we needed. That caps (beats) all

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

فروش ویژه