آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 1748

کلیه امکانات و منابع موجود را یک کاسه کردن

To pool resources together

کاسه لیسی کردن (چاپلوس و انگل شدن)

To spongeon someone

کاسه صبرم لبریز شده است

My patience is exhausted / worn out

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

فروش ویژه