آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 1198

مثل سیل باریدن

To be raining cats and dogs. To rain in torrents

To be pelting with rain

سیل جمعیت از ایستگاه راه آهن خارج میشد

Crowds were streaming out of the train station

سیل تقاضانامه ها سرازیر شد

Applications flooded in 

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

فروش ویژه