آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 1191

سیاه پوشیدن ، عزاداری کردن

To be dressed in black. To go into mourning

از سرما سیاه شدم

I was frozen to death

رو سیاه شدم

I was put to shame. I was shame stricken

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

فروش ویژه