close
دانلود آهنگ جدید
اصطلاحات فارسی انگیسی 1146
آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 1146

کاری را سرهمبندی کردن (سمبل کردن)

To do something slapdash. To scuffle through a job

تازه سرشب است.

The night is still young

سر و گوش آب دادن

To glean information. To nose around

با او سر و کاری ندارم

I have nothing to do with him

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی