آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 1136

شش سر نانخور (تحت تکلیف) دارد.

He has a family of six to support. He has six mouths to feed

سربسر کسی گذاشتن (اذیت کردن)

To pull someones leg. To kid someone

من که سر درنمی آورم

I cant figure it out. I cant make it out at all. I am all at sea

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

فروش ویژه