close
دانلود آهنگ جدید
اصطلاحات فارسی انگیسی 1133
آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 1133

سفت و سخت چسبیدن

To be most insistent. To hold tight

سخت نگیر

Take it easy

باران سختی میبارد

It was raining hard

در داد و ستد سختگیر بودن

To drive a hard bargain

معلم خیلی سختگیری است

He is a very demanding / strict teacher

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی