آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 1122

سایه اش سنگین شده است

She has become rather off hand

سایه ام را با تیر میزند (دشمنی و عداوت)

He hates my guts. He detests me. He loathes the sight of me

سایه انداختن

To cast a shadow

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

فروش ویژه