آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 2261

آدم و حوا

Adam and Eve

 

قول داد آدم شود

He promised to behave / mend his ways

 

زمانی برای خودش آدمی بود

He was quite a fellow in his day

 

کسی را آدم کردن (آموختن ، ادب کردن)

To teach someone manners

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

فروش ویژه