آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 2147

به نوبت (نوبت به نوبت)

In turn. By turns.  Periodically

 

خارج از نوبت وارد صف شدن

To jump the queue

 

در نوبت (دفعه) دوم موفق شد.

She succeeded on the second try

 

کارگر نوبتکار (شیفتی) است.

He is a shift worker

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

فروش ویژه