آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 2111

در نزدیکی...

In the vicinity of

 

با زنی نزدیکی کردن

To have sexual intercourse with a woman

 

نزدیک بود کشته شود

He was nearly killed

 

دوست نزدیک من است

He is a close friend of mine

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

فروش ویژه