close
دانلود آهنگ جدید
اصطلاحات فارسی انگیسی 2061
آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 2061

هتل مثل خانه خودمان بود

The hotel was home from home

 

مرتب و منظم

Orderly. In good order. Tidy. Ship shape

 

دندانهای منظمی دارد

She has got regular teeth

 

آدم منظمی است

He is methodical in his work

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی