آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 2017

با او معامه ام نمیشود.

I cant do business with him

 

شام معرکه ای خوردیم

We had a gorgeous dinner

 

کلاهم پس معرکه است

I am left out. I am left out in the cold

 

وارد معرکه شدن

To enter the field / arena

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

فروش ویژه