close
دانلود آهنگ جدید
اصطلاحات فارسی انگیسی 2007
آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 2007

یک مشت آدم مزخرف و متقلب

A bunch of dirty crooks


مشت و مال دادن

To massage. To give a rub down

 

مشتش باز شد

She was exposed. She was caught out. She was found out

 

مشت خود را گره کردن

TO clench ones fingers / fist

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی