آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 1999

مزه دهان کسی را فهمیدن

To sound someone out. To feel someones pulse

مزه مزه کردن

To taste (sample) something

مزه اش را چشیده ام (به سرم آمده است)

I have been down that path

خیارشور را بیشتر به عنوان مزه میخورند

Pickles are often eaten as a relish

مزه فقر و بدبختی را چشیده است.

She is no stranger to poverty. She knows what it is to be poor

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

فروش ویژه