close
دانلود آهنگ جدید
اصطلاحات فارسی انگیسی 1995
آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 1995

در کارهایم خیلی مرتب و منظم هستم

I am very orderly and systematic in my work

اتومبیل الان دیگر مرتب و خوب کار میکند

The car is now in perfect running order

مرتب مزاحم من است

She keeps on bothering me

مزاجم مرتب کار نمیکند

My stomach is out of order

پس از اینکه از خدمت ارتش مرخص شد آمد تهران 

After his discharge from the army, he came to Tehran

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی