آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 1993

مرتب و منظم

Shipshape. In apple pie order

آیا گذرنامه ات مرتب و آماده است؟

Is your passport in order?

قبل از خوابیدن کاغذهایش را مرتب کرد

He put his papers in order before going to bed

دندانهای سفید و مرتب (یکدست)

White regular teeth

سر و وضع مرتبی داشت

He looked weel groomed. He had a tidy appearance

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

فروش ویژه