آخرین پست ها

bnr

اصطلاحات فارسی انگیسی 1980

روی این موضوع باید سفت بایستی

You must take a firm stand in this matter

محکم کاری کردن، سختگیری کردن

To make assurance doubly sure. To leave nothing to chance

To take every precaution

عضلات محکم ، ماهیچه های سفت

Firm muscles / flesh

با قدمهای محکم راه رفتن

To walk with firm steps

برچسب ها : سفت ایستادن , محکم کاری , ماهیچه سفت ,
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]

فروش ویژه