close
دانلود آهنگ جدید
اصطلاحات فارسی انگیسی 1973
آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 1973

ابزار مکانیکی و امثال آن

Mechanical tools and the like

با کسی معامله به مثل کردن

To pay someone back in his own coin

دشمن مجبور به عقب نشینی شد

The enemy was forces to retreat

مجبورم بروم

I have to go. I am obliged to go

وجدانش او را مجبور به اعتراف کرد

Her conscience compelled her to confess

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی