آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 1967

بی مایه فطیر است

He who pays the piper calls the tune

مایه اولیه از من کار از تو

Ill put in the initial outlay, you do the work

مایه افتخار است

It is a source of pride

در او مایه و شایستگی میبینم

I can see an innate ability in that fellow

مایه تمام بدبختیهای ما اوست

He is the source of all our misfortunes

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

فروش ویژه