آخرین پست ها

bnr

اصطلاحات فارسی انگیسی 1881

این لباس به تنش گریه میکند

She looks pathetic in that dress

گریه کنان نزد من آمد

She came to me weeping and crying

گز نکرده (بررسی و نگاه) پاره نکن

Look before you leap

خیابانها را گز کردن (بیکار و ول گشتن)

To tramp the streets

گز نکرده پاره کردن (بدون بررسی)

To act rashly / on impulse

برچسب ها : گریه کنان , گز نکرده ,
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]

فروش ویژه