آخرین پست ها

bnr

اصطلاحات فارسی انگیسی 1833

ویولن کوک نیست (کوک ندارد)

The violin is out of tune

تو کوک (کار) کسی رفتن. کسی را زیر نظر داشتن (گرفتن)

To probe someones affairs. To pry into someones affairs

از دستش خیلی کوکم

She really gets me. She infuriates me

برچسب ها : کوک ویولن , کوک کسی , کوک دیگران ,
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]

فروش ویژه