آخرین پست ها

bnr

اصطلاحات فارسی انگیسی 1792

مدیر کل

General manager. Director general

جزیی از کل

A part of the whole

در کل توافق کرده ایم (توافق در کلیات)

We have agreed in principle

کلی پولش مشود. هزینه اش زیاد است.

It costs quite a bit

کلیات تاریخ اروپا

An outline of European history

برچسب ها : مدیر کل , توافق کلی , کلیات تاریخ ,
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]

فروش ویژه