آخرین پست ها

bnr

اصطلاحات فارسی انگیسی 1475

باید ضامن بدهد. باید ضمانت بدهد.

He must introduce a gaurantor

مگر شما ضامنی که او چه میکند

به شما ربطی ندارد که او چکار میکند.

What she does is no concern of yours

چاقوی ضامندار

A knife with a safety catch

برچسب ها : ضامن کسی , ضمانت کسی , ضامندار ,
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]

فروش ویژه