آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 1432

دلش شور میزند (دل نگران است.)

She is worried stiff. She is on edge

شور و حالی به جمع ما داد

She enchanted (livened up) our party

ضد کسی شهادت و گواهی دادن

To testify against someone

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

فروش ویژه