آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 1192

به خاک سیاه نشست

He went to the bad

او معتاد قمار شده است

Gambling ruined him completely

چشمم سیاهی میرود

Everything swims before my eyes

ما آنجا فقط سیاهی لشکر بودیم

We were there just to make up numbers

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

فروش ویژه