آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 1189

از روی سیاست کاری را انجام دادن

To do something expediently

سیاست موازنه قدرت

The policy of balance of power

در رفتارش با مردم سیاست بخرج نمیدهد

He is not tactful (diplomatic) in dealing with people

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

فروش ویژه