آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 1176

سوار شوهرش است. بر شوهرش نفوذ و تسلط دارد.

She leads her husband by the nose

بر کار سوار بودن ، مسلط بودن

To be on top of ones job

فعلا که ایشان سوارند. (قدرت را در دست دارند.)

For the moment he is the saddle

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

فروش ویژه