close
دانلود آهنگ جدید
اصطلاحات فارسی انگیسی 1138
آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 1138

سر کسی را گرم کردن

To amuse someone. To engage someones attention

به کارهای خود سر و سامان دادن

To sort out ones affairs

آب پرتقال را یکباره سرکشید

He gulped down the orange juice

سر کسی را شیر مالیدن (فریب دادن)

To pull the wool over someones eyes

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی