آخرین پست ها

bnr

اصطلاحات فارسی انگیسی 1097

با کسی زورآزمایی کردن

To measure swords with someone

من که زورم می آید از این پولها بدهم

It goes against the grain to pay these sums / that kind of money

به او زور آوردند که رضایت دهد

He consented by coercion

برچسب ها : زورآزمایی , رضایت زوری , پول زوری ,
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]

فروش ویژه