آخرین پست ها

bnr

اصطلاحات فارسی انگیسی 1093

به زور اسلحه

By force of arms

به زور خودش را از میان جمعیت رد کرد

He forced his way thru the crowd

خنده زورکی

A forced laugh

زورم نمیرسد

I am not strong enough. I am not up to it

برچسب ها : به زور , خنده زورکی , زور نرسیدن ,
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]

فروش ویژه