close
دانلود آهنگ جدید
اصطلاحات فارسی انگیسی 861
آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 861

دخل کسی را آوردن، ترتیب کسی را دادن

To let someone have it. To put someone thru it

To do someone in

اصلا به هم دخل و شباهتی ندارند

They are as different as chalk frome cheese

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی