آخرین پست ها

اصطلاحات فارسی انگیسی 779

فرمانده جان سربازان را به خطر انداخت

The commander jeopardized the lives his soldiers

با خطرهای بسیاری مواجه شدیم

We faced many perils / dangers

کار و شغلم در خطر است

My career is in danger

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

فروش ویژه