close
تبلیغات در اینترنت
اصطلاحات فارسی انگلیسی624
آخرین پست ها

CTA

اصطلاحات فارسی انگلیسی624

حالش بهم خورد

He felt sick. He fell ill

جویای حال کسی شدن

To ask after someone (someones health)

حال کسی را جا آوردن (با کتک)

To give someone a good thrashing

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی