close
تبلیغات در اینترنت
اصطلاحات فارسی انگلیسی درس 17

ایران نما

اصطلاحات فارسی انگلیسی درس 17

پیام های سایت

    سایت در حالت آزمایشی بوده و بزودی با امکانات بالا آغاز بکار میکند


Foreign Advertisement

سر زندانی را بریدند

They cut the prisoners head off

از کسی قطع امید کردن و بریدن

To break off with someone

خودت میبری و خودت میدوزی

You manipulate matters

You handle everything yourself

پزشک چای را به رویم برید (رژیم غذایی برای چای گذاشت)

The doctor cut tea out of my diet

توی این هوای گرم شیر میبرد (فاسد میشود)

This hot weather will turn the milk

برچسب ها : سربریدن , قطع امید , بریدن و دوختن , رژیم چای , بریدن شیر ,
بازدید : 3 تاریخ : 04 / 09 نویسنده : پیام ()
پیام به آگهی دهنده

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی