close
تبلیغات در اینترنت
اصطلاحات فارسی انگلیسی درس 15

ایران نما

اصطلاحات فارسی انگلیسی درس 15

پیام های سایت

    سایت در حالت آزمایشی بوده و بزودی با امکانات بالا آغاز بکار میکند


Foreign Advertisement

مثل برق سریع و باشتاب

Like a shot. In a flash. Like a lightning

In the twinkling of an eye

برق (دود) از سرش پرید

He was astounded

هنوز برق خانه ما وصل نشده است

Our electricity has not az yet been connected

برقی (فوری) کاری را انجام دادن

To do something in a jiffy (very quickly)

برچسب ها : مثل برق , پریدن برق , وصل برق , انجام برقی ,
بازدید : 5 تاریخ : 08 / 08 نویسنده : پیام ()
پیام به آگهی دهنده

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی